به یاد سهراب...


صدا کن مرا


صدای تو خوب است


صدای تو سبزینه‌ی آن گیاه عجیبی است


که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید

در ابعاد این عصر خاموش


من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم


بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است


و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش‌بینی نمی‌کرد


و خاصیت عشق این است


کسی نیست


بیا زندگی را بدزدیم آن وقت


میان دو دیدار قسمت کنیم


بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم


بیا زودتر چیزها را ببینیم 

 

 


/ 1 نظر / 11 بازدید
جرم شناس

وایییییی سهراب... مرسی وفا...وای چقده خوشحالم ممنونم الان یعنی در پوست خودم نمی گنجم هاااااااااا این قالب خاص خاصه وبلاگ وفاست..[ماچ]