شب نوشته

 

خونه مون بعد از 6 روز خیلی جذاب به نظر می

اومد. توی این چند روز مسافرت روزهای خوبی رو پشت سر گذاشتم منتها یه خبرهایی رو

هم شنیدم که متاسفم کرد.داشتم به این فکر میکردم که مرگ و میر حوالی عید خیلی

زیاد میشه ما خیلی فامیل هامون نزدیکی های عید فت کردند.همیشه فکر میکنم این

شده قانون طبیعت که دنیا هم کمی خونه تکونی میکنه و جا رو برای ادمهای جدید باز

میکنه این جور فکر کردن کمی به ادم ارامش میده.منتها خیلی از مرگ و میر ها دست

خود ادماست کسایی که هنوز اجلشون نرسیده ولی به خاطر حوادث غیر طبیعی مثله

تصادفات زندگیشون تموم میشه و عجب مرگ بدیه این جور مردن.

با توصیفاتی که کردم کمی مشخص شده که چرا کمی حالم گرفتست.همون

چیزی که همیشه میگم فاصله ی بین غم و شادی فاصله بین مرگ و زندگی از تار مو هم

نازک تره .اه لعنتی اخر توی باورم جا نمیگیره اخرش هم دوباره یادم میره.چند بار باید

تکرار شه تا تو خاطرم بمونه؟؟نمیدونم؟!.

در کل حالم خیلی خوبه خدا رو شکر.

خبر اینکه تمام این روزا به عید دیدنی گذشت شاید در نظر اول خسته کننده بشه ولی

حالت خوبی رو تو ناخوداگاه ایجاد میکنه انگاری که از خودت راضی هستی.یه دیالوگ

امروز از یه فیلم شنیدم خیلی عالی بود کلی باهاش حال کردم.ماله فیلم سر به مهر بود

 به نظرم:

"خدایا وقتی یه چیزی هم مشخصه هم نامشخصه یعنی در واقع نامشخصه .شاید یکی از بیرون ببینه بگه سما: قشنگ مشخصه این پسره داداشه لیلاهه تو رو میخواد اما خدایا برای من نامشخصه"

 

پ.ن:برای منم یه چیزی هم مشخصه هم نامشخص منتها

اذیتم نمیکنه شده برام تفریح اگه مشخص باشه دیگه هیجان نداره تا وقتی نامشخص

باشه ازش لذت میبرم.لیلا حاتمی با التماس این دیالوگو به خدا میگه اما برای من عینه تفریحه .خیلی خوب نیست این حرفو بزنم .وقتی قضیه یه طرفست و تو هیچ سختی تحمل نمیکنی و فقط لذت میبری.(کلا بعد اصفهان یه سریال واسه خودم دارم)

دنیا رو خیلی پست دارم نظارش میکنم بهش 2 تا فحشم بدم حقشه از بس که بی

غیرته . بی غیرته بی وفاست که انقدر مرزها رو نازک میکنه انقدر همه چیزو اسون میکنه انقدر بی اخلاقه که داره حالمو بهم میزنه.بهتر نبود بوجود نمیومدی تو  که اخر عاقبتت پستی وتباهیه.باید خراب بشی رو سر ادمهایی که مثله تو شدن.قهر

چند روزه نماز صبح هام داره یکی در میون قضا میشه یه جورایی عمدی شایدم غیر عمدی به خدا تقصیره این ساعت هاست خیلی دیر باهاش سازگار میشم.به هر حال خدا ازم ناراحته منم یکم دور شدم ازش .

روزهای بهار خیلی مستم میکنه از بس مست شدم فرت و فرت نمازام قضا شده دیگه ولی جدا بهار ادمو خیلی خوابالو میکنه با اینکه خیلی دوست دارم ولی یه اذیت هایی هم داری ها ناقلاشیطان

به یه نتیجه ای رسیدم مردا خیلی بیشتر نیازهاشون رو بروز میدن(نیازهای

عاطفی).چند مورد دیدم به این نتیجه رسیدم . باید بیشتر تحلیل کرد این قضیه رو ولی از

نظر من اگه خویشتن داری ادما بیشتر باشه جذاب تره مخصوصا برای خانوما.فعلا به

مشاهدات بالینی خودم ادامه خواهم داد تا نتیجه گیری کنمیول.

پ.ن : حذف و اضافه صورت گرفت.ساعت 12/55 دقیقه نیمه شب.

/ 2 نظر / 28 بازدید
امین

واقعا چــرا خونه و اتاق شخصی بعد از دوری چند وقته جذاب میشه ؟؟! اینم به این شدت ؟!

جرم شناس

د یالوگ جالب بود اما کاملش رو بعدا بذارید حتما[چشمک]