بوسه

در دو چشمش گناه می خندید
بر رخش نور ماه می خندید
در گذرگاه آن لبان خموش
شعله ای بی پناه می خندید

شرمناک و پر از نیازی گنگ
با نگاهی که رنگ مستی داشت
در دو چشمش نگاه کردم و گفت
باید از عشق حاصلی برداشت

سایه ای روی سایه ای خم شد
در نهانگاه رازپرور شب
نفسی روی گونه ای لغزید

 بوسه ای شعله زد میان دو لب

فروغ فرخزاد 

/ 2 نظر / 13 بازدید
محمد

میبینم که -18 شده امروز![زبان]

محمد

استعداد فروغ و بعضی شعرای محشرش غیر قابل انکاره! ولی خودش خیلی آدم بزرگی نبوده