میرن ادما...

امشب تمام قلب پاره پارست.به خاطر خبر فوق العاده عجیبی که شنیدم.دختر 16 ساله ی یکی از معلمهای قدیمی ام به خاطر ایست قلبی فوت کرد.امشب وقتی این خبر رو شنیدم فقط یک لحظه تصویر معلمم جلوی چشمم اومد.اینکه 20 روز از مرگ دخترش همه حاصلش میگذره خدایا یعنی چه حالی داره.از سر شب تا حالا اشک میریزم.نمیدونم به خاطر کی ؟به خاطر مادر به خاطر اون دختر یا خودم.اینکه فاصله  بین خوشحال بودن و غمگین بودن به اندازه ی یک تار مو هست.اینکه در تمام این دنیا ایا بعد از این چیزی وجود داره که قلب اون مادر رو تسکین بده.من که مادر نشدم ولی به نظرم انگار روح اون مادر با فرزندی که از دست میده پر میکشه و میره.تماااام.زندگی تمام شد به همین راحتی اون دختر بین خانواده نیست.به همین راحتی دنیا به کامشون تلخ شد.چقدر بیهوده توی زندگی حرص میزنیم.چقدر بیهوده میدویم.اگه مرگ رو همیشه انقدر نزدیک در برابرمون میدیدیم ایا قضیه فرق نمیکرد؟خدایا خدایا خدایا حکمت قدم هایی که بر میداری بر من اشکار کن...خدایا صبر تنها چیزی هست که ازت میخوام برای اون مادر دل شکسته و رحم به همه کسانی که باقی موندن...امین

 

از مرگ نمی ترسم

من فقط نگرانم

که در شلوغی آن دنیا

مادرم را پیدا نکنم ...

/ 6 نظر / 4 بازدید

وفا جان زیبا بود

یک پیر

میدونی عزیزم غم دوری سخته چه اون ور شهر چه اون ور دنیا چه اون دنیا... غصه نخور همه رفتنیم .باید برای کسانی که هستند خوب باشیم و الکی وقت تلف نکنیم.البته این دنیا دنیای گذره و مثل 1 خواب 100 سالست.اصل اگر باشه اونجاست پس دلمون برای خودمون بسوزه نه اون .خدا به خانوادش صبر بده و روح دخترشون رو قرین رحمت کنه واقعا دوری عزیزان سخته خیلی هم سخته.

محمد

مرگ خیلی نزدیکه اگه یادم نره که هست از حضورش شوکه نمیشم اما اصولا یادم میره و فکر میکنم تا ابد زنده هستم

محمد

یه روزش رفت 5 شنبه بلیط دارم دارم میرم دوباره فقط مونده فردا شما هم همچین از من فعال تر نبودیا! چرا کم آپ کردی؟ سلیقت عوض شده؟

رسول

"تنها مرگ است که دروغ نمی گوید!حضور مرگ همه موهمات را نیست و نابود می کند؛ ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب های زندگی نجات می دهد، و در ته زندگی ،اوست که ما را صدا می زند و به سوی خودش فرا می خواند" صادق هدایت "چنین گفت کز مرگ، خود چاره نیست مرا بر دل اندیشه زین باره نیست مرا بیش از این زندگانی نبود زمانه نکاهد نخواهد فزود" فردوسی

محمّد

هرکسی کو دور ماند از اصل خویش ..... این مصرع و بعدیش،که همه میدونیم، خلاصه ی کل مثنویه! قبول دارم،دلتنگ میشیم، ولی اگه اینو باور داشته باشیم که جای جسم خاکی تو خاکه و جای روح خدایی، درگاه خدا؛ تحمل این هجران برامون آسون تره. البته که هجران ماست، و اون طرف به وصال رسیده... این طور نیست؟