همه ی ما از اینا کلی خاطره داریما...

وای این بستنی توپی زیزیگولیا عجب چیزی بودا.از اینا بذار بگم چه خاطره ای داشتم.یادمه درشو که باز میکردم بوی بستنی توت فرنگی دلمو اب میکرد.همیشه هم یادمه توپشو نگه میداشتم.الانم که از این بستنیا نیست هنوز توپشو نگه داشتم مامانم توی یه دونه از این اثار باستانی دکمه ریختهزبان.همش وقتی میخوام برم سر دکمه ها داغ دلم تازه میشه.گریه(اخه بازم از اون بستنی ها میخوام)

 

/ 9 نظر / 4 بازدید
محمد

آره باحاله خواهرم ازینا میخرید توپشم مال من بود

محمد

من آدامس آیدین میخریدم[چشمک]

رسول

آخ گفتی! داغ دلم تازه شد؛

محمد

هیچم آخه آدامس آیدی عکس فوتبالی داشت

محمد

اگه مسابقه بود حتما این کار رو میکردم ولی چون عیدی بودن یکم عذر دارم عیدی رو سخته به قضاوت بشینم چون از سر لطف بوده ---- نوشته مادر رو هم زدم پاک کردم انگار هنوز نیومده ببینم پاک کرده یا نه [اضطراب]

امین

خیلی هم خوشمزه بود یاد اون موقع ها بخیر

یک پیر

عکس کو پس؟ [سوال] بسی دوست داشتم وقتی از مدرسه میومدیم تا خونه هم هوا گرم بود هم خسته کوفته از اینا میخریدیم .یادمه 1 زمانی سرویس داشتم راننده میگفت تا نخوردین نیاین بالا برامون وایمیستاد .

یک پیر

نه خوبه عزیزم [لبخند] اره هیچ وقت یادم نمیره اقای خوبی بود

محمد

عکس این مطلب پریده ها خودت برداشتی؟