سنگدل

  • این دو سه روزه یه سفر به اصفهان کردیم برای بازدید از اهالی   فامیل.خیلی خوب بود جای همه خالی.کلا با اینکه من از فامیلهای پدرم دور هستم و شاید اونقدر ها که باید رابطه ی صمیمانه ی پر رنگی ندارم اما همشون رو دوست دارم و  وقتی به اصفهان میرم یه حس و حال خوبی دارم.توی این سفر متاسفانه یه چیزی رو فهمیدم که هیچ وقت فکرش رو نمیکردم.نمیدونم وقتی ادم با کسی مواجه بشه که رفتارش این ادعا رو داره که بهت علاقه داره اما تو حتی تا به حال بهش فکر هم نکردی و تا به حالا اون رو  به عنوان یه برادر بزرگتر نگاه میکردی باید چه عکس العملی نشون بدی.از این تعجب کنی که چرا پیش خودش همچین فکری کرده.یا از خودت ناراحت باشی که گذاشتی همچین اتفاقی بیفته.از دیروز تا حالا منگم.نمیدونم چرا؟وقتی رفتارش رو میدیدم ناراحت و ناراحت تر میشدم.دلم میخواست فریاد بکشمو بگم فقط تمومش کن اما چیکار کنم که دلم براش میسوخت.دلم میخواد گریه کنم سرم رو به دیوار بکوبم اخه چرا؟نمیخوام با احساسات کسی بازی بشه که من حتی ذره ای بهش علاقه ندارم.خدایا خودت بهم راه درست رو نشون بده.خدایا دلم نمیخواد قلب کسی به خاطر من بشکنه.گریه.شاید من خیلی سنگدلم نمیدونم...    خدایا خودت کمک کن. کاش میدونستم باید چیکار کنم...ای کاش...                                                                                          
/ 6 نظر / 11 بازدید
محمد

وه چه مطلب خفنی [تعجب] سفر نوروزی دراماتیک! یکی از دوستام گرفتار عشق یه طرفه شده بود و فکر کنم اون خانم ها هم برای اینکه اون ناراحت نشه چیزی نگفته بود به سبب آشناییتی که داشتن خلاصه همین نه نگفتن خانم باعث شده بود که دوست ما الکی امیدوار بشه و در آخر بگه با احساس من بازی کرد --- برای من که صد پشت غریبم این دلیل تو دلیل نمیشه که مثل داداش بهش نگاه میکنی راستش بهونه خوبی نیست پیشنهاد اکید من اینه که یه بهونه درست حسابی برای خودت درست کنی و لازم باشه 4 تا دروغ هم بگی تا بدون اینکه بیچاره دلش بشکنه بهش نه رو محکم بگی تا فکرت از سرش در بیاد بعد از نه هم رابطه ای به هیچ عنوان نداشته باشی اما اما اول باید مطمئن بشی وفا خانم که جوابت واقعا نه هست؟

رسول

خیالت راحت همون طوری که تو فهمیدی عاشقته اون هم می فهمه که بهش علاقه نداری این دو طرفه است؛ ولی این روبدون اون کاراشتباهی نکرده؛

مریم

ها؟ ژس چرا اینطوریه؟؟ مشکل از کامژیوتر منه؟؟

مریم

من کامپیوترم ویروسی شده ؛ مرورگر نمی تونم نصب کنم . الان یه هفته س با اینترنت اکسپلوره میام . فک کنم به خاطر همین عتیقه س . هیچی نوشته ها تو هم تو هم شدن , ریز و درشتن , نمیشه خوند عین این تابلو های خطاطی [چشمک]

یک پیر

ادامه بحث اینجا میگم که قاطی هم نشه [لبخند] تو نباید مستقیم بگی اخه کسی که مستقیم نمیگه معمولا از غرورش یا چیز دیگه ای میترسه و وقتی که تو صریحا بری بگی شاید تمام قضیه رو انکار کنه پس اصلا غصه نداره مطمنا هرکسی تو این شرایط به فکر خودشه تا دیگری .سعی کن تا موقعیت خوبی که بتونی حرفتو بزنی صبر کنی ولی فکرش رو نکن.. تو مقصر کسی که الکی خودشو درگیر کرده نیستی.

محمّد

به اصفهان رو که تا بنگری بهشت فانی به زنده رودش سلامی ز چشم ما رسانی ببر از وفا کنار جلفا به گلچهرگان سلام مارا... اول تبریک بخاطر سفر اصفهان ! بعد هم یه مشورت دوستانه! اول اینکه تو به چشم برادر بهش نگاه میکردی دلیل نمیشه اونم به چشم خواهر بهت نگاه کنه،اجازه داره بهت علاقه مند بشه. دوم اینکه اگه حرفی نزده و فقط از رفتاراش فهمیدی هیچ کاری نکن تا بگه. بعد که گفت،بدون شل و سفت کردن و یک ضرب بگو نه که اونم تکلیف خودشو بدونه.