انشرلی
ن : وفا ت : یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠ ز : ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ

آنه... قلب
تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت
وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود
بامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت
 از تنهایی معصومانه ی دستهایت...وای یه موقعی چقدر این اهنگ و تیتراز واسم خواستنی بود وقتی کالسکه از زیر یاسها رد میشد همه ی وجودم غرق رویا میشد ...خیلی خیلی رویایی بود.همیشه میخواستم دنیا رو مثل انه صاف ببینم صاف  صاف انگار این دختر با همه ی وجودش لحظه های زندگیشو لمس میکرد.غم و شادیه انه واقعی بود بهش حسرت میخوردم منم دلم میخواست زنگیمو لمس کنم تو دستام...انه این کارو بلد بود.


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by kouchehayeghadimi
This Themplate  By Theme-Designer.Com